close
تبلیغات در اینترنت
چه ساده ازم گذشتی

 صدای خنده ات سکوت شب را میشکند

دل من میلرزد

میخواهم محو شوم

که به من مینگری

قلب من می ایستد

اسوده خیال میپرسی ٫ چه شده ؟

محو تماشایت میشوم

و لبخندی مصنوعی بر لبم ٫ تو را اسوده تر میسازد به راهت ادامه میدهی

و این دل لرزان را در تاریکی شب به فراموشی میسپاری .

سال ها میگذرد

و هنوز یاد دارم

که تو چه اسوده از ان کوچه گذشتی

__________________


برچسب ها : شعرهای غمگین , شعرهای عاشقانه و زیبا , دلتنگی , شعرهای دلتنگی , عاشقانه ,
تعداد بازدید : 705
آخرین مطالب

صفحات وبلاگ